تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 | 10:37 | نویسنده : دکتر صادق سلیمی
این مقاله در زمستان ۱۳۸۷ در شماره 8 فصلنامه علمی پژوهشی حقوق دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران منتشر شده است. (تاريخ دريافت: 15/7/1386 - تاريخ تصويب: 17/9/1386) چكيده: مجرمين يقه سفيد كساني هستند كه با سوءاستفاده از موقعيت و نفوذ اداري خود مرتكب جرايم سودآور غيرخشن ميشوند. مهمترين مصاديق جرايم ارتكابي مجرمين يقه سفيد عبارتند از: كلاهبرداري، فساد مالي (شامل ارتشا)، جرايم كاري و استخدامي، جرايم مربوط به نقض حقوق مصرف كنندگان، جرايم مربوط به مواد غذايي و دارويي، جرايم زيست محيطي، جرايم رايانهاي و جرايم گمركي. برخي از جرايم يقه سفيدي بزه ديده مستقيم دارند و برخي بزه ديده مستقيم ندارند ولي به هر حال جامعه و اعضاي آن بزه ديده واقع ميشوند. از اين رو، كليه افراد جامعه بايد تشويق به همكاري در مقابله با اين جرايم شوند و به اندازه كافي تحت حمايت قانوني واقع شوند. در ايران بيشتر مصاديق جرايم يقه سفيدي جرمانگاري شده ولي تناسب لازم در مقام مقايسه بين مصاديق مختلف اين جرم با توجه به آثار آنها صورت نگرفته است. واژگان كليدي: جرم يقه سفيد- جرم اقتصادي- جرم سازمان يافته- جرم غيرخشن. 1- مقدمه اصطلاح «يقه سفيد» كه در متون جزايي و جرمشناسي ممالك غربي سابقهاي زياد دارد، در سالهاي اخير در محافل دانشگاهي و قضايي كشور مورد توجه واقع شده است. دادستان تهران در سال 1382 در اوايل شروع به كار خويش اعلام كرد: «يكي از سياستهاي كيفري دادستاني استان تهران رسيدگي به جرايم افراد خاص است كه در اصطلاح جرمشناسي به مجرمين يقه سفيد معروف شدهاند» (ايران، 1382). وي سپس در تعريف اين اصطلاح افزود: «اصطلاح مجرمين يقه سفيد براي افرادي به كار ميرود كه داراي خصوصيات خاصي هستند. اين مجرمان تخصص و تبحر خاصي در ارتكاب جرم دارند و هنر آنها اين است كه جرايمي را كه مرتكب ميشوند، قانوني جلوه ميدهند علي الظاهر جرم ارتكابي اين گروه از مجرمين توأم با خشونت نيست و آنها از جايگاه اجتماعي و اقتصادي و سياسي ويژهاي برخوردارند. اين جايگاه تواناييهايي خاصي را به آنها مي دهد. تصور بر اين است كه با اولويت دادن به رسيدگي جرايم اينگونه افراد، شاهد برخورد قاطع با تبعيض و فساد ومفاسد اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي باشيم و در آينده شاهد فعاليت هاي علمي و فرهنگي امن تري خواهيم بود..» (ايران، 1382). جرايم يقه سفيدها به خاطر ماهيتي كه بدون خشونت و غالباً بدون بزه ديده مستقيم ارتكاب مييابند، كمتر از جرايمي مانند قتل، آزار جنسي، سرقت مسلحانه و حتي سرقت معمولي توجه افكار عمومي و به تبع آن توجه دولت مردان را به خود جلب ميكنند. از سوي ديگر، اين جرايم به خاطر پيچيدگي خاص خود و صاحب نفوذ بودن مرتكبان، در بيشتر موارد كشف و تعقيب نميشوند يا به خاطر انحراف روند اجراي عدالت، به سرانجامي نميرسند. ترديدي نيست كه در ايران مجرمين يقه سفيد بطور گسترده به فعاليتهاي مجرمانه اشتغال دارند. با اين حال، ابهامات و اختلاف نظرهاي زيادي در خصوص مفهوم و دايره شمول «مجرمين يقه سفيد» نه تنها در ميان مراجع قضايي و دانشگاهي ملي، بلكه در سطح جهاني وجود دارد. بنابراين، مفهوم، مصاديق و ويژگيهاي اين جرايم و مرتكبين آنها و همچنين ارتباط آنها با جنايات سازمان يافته فراملي بايد روشن شود. 2- مفهوم مجرم يقه سفيد به فردي اطلاق ميشود كه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي قانوني خود، با ارتكاب اعمال غيرخشن به ظاهر قانوني، منافع غيرقانوني به دست ميآورد. اين افراد از پستهاي عمومي خود سوءاستفاده كرده به نفع خود از اموال و امكانات عمومي بهرهبرداري ميكنند. از نظر حقوق كيفري به موجب اصل قانوني بودن جرايم و مجازاتها، فقط آن دسته از اعمال يقه سفيدها قابل تعقيب كيفري است كه از قبل به موجب قانون جرم شناخته شده باشد (مانند كلاهبرداري، اختلاس...). مجرمين يقه سفيد به اعمال خشن و سنگين دست نميزنند و در ظاهر چهره و موقعيت اجتماعي موجه دارند. لذا از طرفي شناسايي آنان با مشكل مواجه ميشود از سوي ديگر تعقيب كيفري آنان به نتيجه مطلوب نميرسد. اصطلاح «جرم يقه سفيد» اساساً يك اصطلاح جرم شناسي است كه نخستين بار توسط ادوين ساترلند ( Edvin Sutherland) در 1939 به كار رفت. وي اين اصطلاح را به عنوان «جرم ارتكابي توسط شخصي قابل احترام و داراي موقعيت اجتماعي بالا با استفاده از وضعيت شغلي خود» تعريف كرد .(Sutherland,1983:7) هرچند در دايره شمول جرايم يقه سفيد اختلاف نظرهايي وجود دارد، ليكن امروزه اين اصطلاح در مورد تمام جرايم غيرخشني كه در مبادلات بازرگاني براي منافع اقتصادي ارتكاب يابند، به كار ميرود. نظر به اينكه مرتكبين اينگونه جرايم افراد صاحب نفوذ و موجه نمايي هستند كه با يك سلسله عمليات پيچيده سعي در مخفي كردن فعاليتهاي مجرمانه خود ميكنند، لذا تعقيب اين جرايم در بيشتر موارد به راحتي ميسر نميشود يا به نتيجه مورد انتظار نميرسد. وزارت دادگستري ايالات متحده تعريف ذيل را براي «جرم يقه سفيدي» پيشنهاد كرده است: «جرم غيرخشني كه با اهداف مالي و به صورت فريبكارانه توسط اشخاصي با موقعيت شغلي كليدي، حرفهاي يا نيمه حرفهاي ارتكاب مييابد كه اين افراد از مهارتها و فرصتهاي شغلي خود استفاده ميكنند. همچنين اين عنوان شامل جرايم غيرخشن با اهداف مالي و با استفاده از فريب ميشود كه توسط هر شخص داراي اطلاعات فني و حرفهاي در مسايل كاري و حكومتي صرفنظر از موقعيت شغلي مرتكب، انجام شود (Green,2004,b:12). سؤالي كه مطرح ميشود اينكه آيا جرم يقه سفيد فقط در مورد «جرايم» مطرح ميشود يا شامل كژرويهاي اجتماعي نيز ميشود. از نظر حقوق كيفري، «جرم» مفهومي خاص و روشن دارد و واژه جرم فقط در صورتي كاربرد دارد كه قانونگذار عملي را جرم دانسته و براي مرتكب آن ضمانت اجرايي كيفري پيش بيني كرده باشد. با وجود اين، بيشتر جامعهشناسها و جرمشناسها دايره شمول اين واژه را وسيعتر ترسيم ميكنند. ساترلند هنگامي كه از اين واژه استفاده كرد، به مواردي همچون ايجاد انحصار در تجارت، برچسبهاي خلاف واقع روي مواد غذايي، به كارگيري نيروي كار به صورت غيرعادلانه و نظاير آن توجه داشت كه يا ضمانت اجرايي كيفري نداشتند و يا عملاً تحت تعقيب كيفري قرار نميگرفتند(Green,2004,b:105). بنابراين، در تحليل جرايم يقه سفيد بايد علاوه بر مفهوم «جرم» در حقوق كيفري، به مفهوم جرم در جرمشناسي كه شامل هرگونه كژروي و نقض هنجارهاي اساسي جامعه است، توجه داشت. برخي مصاديق جرايم يقه سفيد در قوانين جزايي ايران جرمانگاري شدهاند ليكن نبايد دنبال عنوان «جرم يقه سفيد» در قوانين جزايي گشت؛ چون صبغه جرم شناسي اين واژه بر جنبه جزايي آن برتري دارد. 3- مصاديق مقصود از «مصاديق» جرم يقه سفيد بيان آن دسته از اعمال خلاف هنجارهاي اجتماعي است كه به موجب قوانين جزايي «جرم» شناخته ميشود. با اين حال، مواردي مانند برخورداري از پاداش و مزاياي شغلي به صورت ناروا، از مصاديق اعمال ارتكابي مجرمين يقه سفيد هستند كه هرچند عنوان جزايي نداشته باشند، شايد آثار زيان بار آن بيشتر از اعمالي باشد كه صريحاً جرم شناخته شدهاند. يادآور ميشويم كه احصاء مواردي از مصاديق جرم يقه سفيد اولاً به هيچ وجه جنبه حصري ندارد؛ ثانياً، بيان اين مصاديق بدان معني نيست كه جرايم شمرده شده همواره به منزلهي جرم يقه سفيد محسوب ميشوند. براي نمونه جرم «كلاهبرداري» يكي از جرايمي است كه هم توسط مجرمين يقه سفيد و هم ساير مجرمين ارتكاب مييابد. برخي نويسندگان، كلاهبرداري، جرايم مرتبط با حقوق مصرف كنندگان، جرايم مرتبط با برچسب و بهداشت مواد غذايي و جرايم زيست محيطي از قبيل ايجاد آلودگي با ريختن مواد سمي و آلوده را مهمترين مصاديق جرايم يقه سفيد برشمردهاند .(Croal 2001:17) به طور خلاصه مهمترين مصاديق جرايم يقه سفيد را ميتوان اينگونه برشمرد: 3-1- كلاهبرداري: منظور از كلاهبرداري صرفاً كلاهبرداري سنتي و آنچه در تعريف قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري (1367) ميگنجد، نيست؛ بلكه مقصود كلاهبرداري از بخش عمومي با توسل به وسايل متقلبانه براي چپاول اموال عمومي است. اختلاس، جرايم مالياتي، جرايم مربوط به بيمه و برقراري مستمري و حقوق بيكاري براي افراد فاقد شرايط، از مهمترين عناوين مجرمانهاي هستند كه مجرمين يقه سفيد مرتكب ميشوند. در بيشتر موارد رفتار مجرمين يقه سفيد ظاهري كاملاً قانوني به خود ميگيرد. در واقع آنان با حيلههاي قانوني طوري رفتار ميكنند كه الفاظ و ظاهر قانون رعايت ميشود؛ هرچند روح قانون نقض ميشود .(McBarnet, 2006:22) 3-2- فساد مالي: بارزترين مصداق فساد مالي «ارتشاء» است، ولي دايره شمول «فساد مالي» وسيعتر از ارتشا است. سوءاستفادههايي كه در مزايدهها و مناقصه هاي عمومي، اعطاي امتيازات و تسهيلات عمومي صورت ميگيرد، همگي مشمول اين عنوان است. اعمال نفوذ بر مقامات سياسي و نمايندگان مجلس براي طرح يا تصويب موضوعي خاص كه منافع سرشاري براي گروهي خاص به همراه دارد، از ديگر مظاهر فساد مالي است. همچنين فساد مالي در معاملات بينالمللي اعم از صادرات و واردات و سرمايه گذاري خارجي امر شايعي محسوب مي شود. 3-3- جرايم استخدامي: در اين زمينه استخدام و گماردن افراد مورد نظر در منصب هاي كليدي خارج از ضوابط قانوني و محروم كردن متقاضيان واجد شرايط از حق اشتغال و نيز رفتار تبعيض آميز با مستخدمان و محروم كردن مستخدمين از حقوق قانوني خود، ابعاد مختلف قضيه را نشان ميدهند. مجرمين يقه سفيد با شگردهاي به ظاهر قانوني، مستخدمان را از حقوق قانوني اعم از سلامت و ايمني محيط كار و تضمينات شغلي محروم ميكنند. 3-4- جرايم مربوط به نقض حقوق مصرفكنندگان: دامنه جرايمي كه حقوق مصرف كنندگان را نقض ميكنند، شامل مراحل مختلف توليد، توزيع و فروش كالاها و خدمات ميشود. اين جرم برخي اوقات به صورت كلان توسط توليدكنندگان كالاها با عيوب پنهاني صورت ميگيرد و گاهي توسط فروشندگان جزء به صورت ارائه كالاهاي معيوب و فاقد حداقل معيارهاي لازم يا ارائه كالا با برچسب غيرواقعي يا با قيمت غيرواقعي به وقوع ميپيوندد (Croal 2001:36-8). 3-5- جرايم مربوط به مواد غذايي و دارويي: اين جرايم ماهيتاً در چارچوب عنوان قبلي قرار ميگيرند؛ اما به خاطر اهميت آن نسبت به سلامت افراد و ويژگيهاي خاص آن جداگانه دستهبندي و بررسي ميشوند. مواد غذايي نيز نوعي كالا به شمار ميرود كه نهايتاً مصرفكنندگان جهت استفاده خريداري ميكنند. با اين حال، كيفيت و بهداشت مواد غذايي از اهميت خاصي برخوردار است؛ از اين رو در اغلب كشورها مقررات خاصي در اين زمينه تدوين شده است. علاوه بر نقض مقررات بهداشتي و كيفيت لازم و الصاق برچسبهاي خلاف واقع، در كشوري نظير ايران كه به مايحتاج ضروري مردم و در رأس مواد غذايي يارانه دولتي تعلق ميگيرد، سوءاستفاده از يارانههاي اختصاص يافته و يا تحصيل خلاف قانون اين يارانهها يكي از موارد بارز جرايم ارتكابي يقه سفيدها محسوب ميشود. عدم آگاهي خريداران مصرف كننده از كيفيت و بهداشت مواد غذايي و دارويي و حساس بودن و فراواني ميزان عرضه آن موجب ميشود تا متخلفين فرصت طلب منافع زيادي را عايد خود كنند (Norbert et al, 2006:2-3). 3-6- جرايم زيست محيطي: مجرمين يقه سفيد با اعمال نفوذ در نظام حكومتي اقدام به پارهاي اقدامات سودجويانه غيرمجاز ميكنند كه منجر به صدمه به محيط زيست بشري ميشود. براي نمونه احداث كارخانجات خارج از استانداردهاي لازم و در اماكن غيرمجاز ميتواند منجر به آلودگي هوا از طريق فعاليت كارخانه به خاطر عدم رعايت كيفيت مورد نيازباشد. همچنين آلودگي صوتي براي ساكنين و ريختن غيرمجاز ضايعات در محيط زيست كه نهايتاً موجب آلودگي محيط خشكي يا آبهاي رودخانهها، درياها و درياچهها ميشود، نمونههاي ديگري از جرايم زيست محيطي هستند. 3-7- جرايم رايانهاي: گسترش رايانه و اينترنت در كنار فوايد فراوان علمي و اقتصادي، براي مجرمين يقه سفيد نيز امكاناتي فوقالعاده براي كسب منافع غيرقانوني ايجاد كرده است. ورود غيرمجاز به بانك اطلاعاتي رايانههاي متعلق به ساير اشخاص حقيقي و حقوقي و سوءاستفاده از آن و همچنين تخليه كارتهاي اعتباري ديگران از مصاديق بارز اين جرايم هستند. ترديدي نيست كه رايانه و اينترنت علاوه براين، براي تسهيل ارتكاب ساير جرايم از قبيل جعل و كلاهبرداري مورد سوء استفاده قرار ميگيرند. 3- 8- جرايم گمركي: به منظور حمايت از توليد كنندگان و مصرف كنندگان داخلي و نيز ايجاد منبع درآمد براي دولت، كشورهاي مختلف حسب سياستهاي كلي خود مقرراتي براي واردات و صادرات كالا وضع كرده اند تا براي ورود و صدور هركالايي مبالغي دريافت گردد. اصولاً براي ورود كالاهاي لوكس و تزئيني كه مايحتاج ضروري مردم به شمار نميروند و گران قيمت هستند، عوارض گمركي بيشتري دريافت مي شود؛ در نتيجه قيمت اين كالاهاي وارداتي به صورت تصاعدي بالا ميرود. بنابراين، اگر گروههايي بتوانند بدون پرداخت حقوق و عوارض قانوني اقدام به ورود اين كالاها نمايند، سود سرشاري نصيب خود ميكنند. ايجاد كانالها و اسكلههاي خارج از نظام گمركي و نيز اعمال نفوذ و عدم پرداخت عوارض قانوني نمونههاي بارز اين جرايم هستند. 4- ويژگي مجرمين يقه سفيد در بررسي ويژگي جرايم يقه سفيدي، وجه تمايز اصلي ويژگي «مرتكبان» اين جرايم است نه خود «جرايم»؛ يعني موقعيت بالاي اجتماعي و اقتصادي، آنها را از ساير مجرمين متمايز ميكند .(Green,a,2004:8) برخي تلاش كردهاند با ارائه تعريفي متفاوت، ويژگيهاي اين جرايم را صرفنظر از مرتكبين مشخص نمايند: «يك عمل يا پارهاي از اعمال غيرقانوني كه با توسل به حيله و مخفي كاري و بدون استفاده از زور فيزيكي براي تحصيل پول يا مال يا مزاياي شغلي ارتكاب مييابند» (Edlehertz,1970:3). پليس آمريكا FBI نيز تعريفي مشابه بدست داده است: «آن دسته از اعمال غيرقانوني كه با فريب، مخفي كاري يا سوء استفاده از اعتماد از ساير جرايم متمايز ميگردند و به استفاده از زور فيزيكي يا خشونت يا تهديد به آن، متكي نيستند. افراد و سازمانها به منظور تحصيل پول، مال يا خدمات يا براي اجتناب از پرداخت پول يا از دست دادن پول يا خدمات يا براي تضمين نفع شخصي يا شغلي مرتكب آن ميشوند (FBI,1989:3). ترديدي نيست كه مخفي كاري يكي از ويژگيهاي مهم جرايم يقه سفيدي است؛ بدين معني كه مرتكبين، فعاليتهاي غيرقانوني خود را علني نميكنند بلكه سعي ميكنند ظاهر قانوني و موجه به فعاليتهاي خود بدهند. برخلاف فعاليتهاي تروريستي كه در صدد جلب توجه و ايجاد وحشت در جامعه هستند، مجرمين يقه سفيد با ناشناخته ماندن فعاليتهاي غيرقانوني خود، بهتر ميتوانند رشد كنند. لازمه مخفيانه بودن عمليات، حداقل توسل به زور فيزيكي است؛ از اين رو اين اشخاص به جز در موارد خيلي استثنايي و ضروري، متوسل به خشونت نميشوند. فريب و حيله و همچنين تزوير و ظاهرسازي نيز در بطن رفتار آنان نهفته است و جزيي از مخفي كاري تلقي ميشود. نهايتاً جرايم يقه سفيدي با هدف نهايي كسب ثروت يا مزاياي شغلي بيشتر به طرق غيرقانوني ارتكاب مييابند. بزهكاران يقه سفيد كه در برابر بزهكاران يقه آبي و يقه چركين (Blue-collar Criminals) قرار گرفتهاند، از نظر سياسي، اقتصادي يا اجتماعي، صاحب نفوذ و اقتدار زياد هستند و به اعتبار وضع آراسته ظاهري كه اغلب به شكل كت و شلوار تيره، پيراهن سفيد و كراوات متناسب است، از گروه اخير قابل تشخيص هستند. جرايم يقه سفيد برخلاف جرايم خياباني و سنتي، بدون استفاده از خشونت يا نيروي عضلاني صورت ميپذيرند (موسوي مجاب، 1383: 8-67). مجرمين يقه سفيد به خاطر نيازهاي روزمره مرتكب جرم نميشوند؛ بلكه به جهت زياده خواهي و افزون طلبي مرتكب جرم ميشوند. به خاطر ظاهر موجه و فريبنده مجرمين يقه سفيد، مجازات آنان نيز با تضاد مواجه ميشود. زيرا در مجازات مجرمين يقه سفيد با جرايم شديد و وخيم از حيث آثار اقتصادي و اجتماعي و مجرمين خوب و موجه نما رو به رو هستيم .(Freiberg,2000:7) 5- ارتباط جرايم يقه سفيدها با جنايات سازمان يافته ارتكاب جرم به صورت گروهي و سازمان يافته قدمت زيادي دارد، ولي مهمترين سند جهانشمولي كه براي نخستينبار به طورجامع به بررسي و مقابله با اين جنايات پرداخته، كنوانسيون ملل متحد عليه جنايات سازمان يافته فراملي است كه در دسامبر 2000 در پالرموي ايتاليا به امضاي دولتها رسيد. كنوانسيون پالرمو به تعريف «جنايت سازمانيافته فراملي» نپرداخته است؛ ليكن ماده 5 كنوانسيون صرفاً به «جرمانگاري مشاركت در يك گروه جنايتكارانه سازمانيافته» پرداخته كه علت اين امر را بايد در ارتباط تام «جنايت سازمانيافته فراملي» و «گروه جنايتكارانه سازمانيافته» جستجو كرد كه اين دو لازم و ملزوم هم ميباشند. در بند الف ماده 2 كنوانسيون كه به تعريف واژگان مورد استفاده در اين كنوانسيون اختصاص يافته چنين آمده است: «گروه جنايتكارانه سازمانيافته» به معني يك گروه واجد ساختار تشكيلاتي مركب از سه نفر يا بيشتر است كه براي مدت زماني موجوديت مييابد و با هدف ارتكاب يك يا چند جنايت شديد يا جرائم مندرج در اين كنوانسيون به منظور تحصيل مستقيم يا غيرمستقيم يك نفع مالي يا نفع مادي ديگر به طور هماهنگ فعاليت ميكند». بنابراين، از نظر اين كنوانسيون اولاً اگر فقط دو نفر با همفكري و همكاري هم به ارتكاب جرائم موضوع اين كنوانسيون مبادرت ورزند، مشمول تعريف اين كنوانسيون نميشوند؛ چون حداقل تعداد بايد سه نفر باشد. ثانياً اگر تعدادي گرد هم آمده و با تباني قبلي مرتكب جرمي شوند و سپس متفرق گردند، عمل نامبردگان مشمول كنوانسيون نميگردد هرچند اين جرم «سازمانيافته» و «فراملي» باشد و به منظور كسب منافع مادي صورت گرفته باشد. زيرا گروه بايد براي «مدت زماني» موجوديت داشته باشد. اين شرط، ويژگي استمرار و تداوم ارتكاب جنايت سازمانيافته فراملي را نشان ميدهد. به عبارت ديگر، اگر گروهي براي ارتكاب جرمي واحد گرد هم آيند؛ گروه جنايتكارانه سازمانيافته محسوب نميگردند. ثالثاً اگر گروهي كه واجد تمام اوصاف «سازمانيافته، فراملي، سه نفر يا بيشتر، با هدف ارتكاب جرم و براي مدتي نامحدود» تشكيل شود و مبادرت به ارتكاب جرم نمايد، ولي «انگيزه» ارتكاب جرم تحصيل منافع مادي و مالي نباشد، در اين صورت نيز چنين جرمي مشمول تعريف مندرج در اين كنوانسيون نميگردد (سليمي،1382: 6-32). براي مقايسه دقيقتر جرايم يقه سفيد و سازمان يافته، ويژگيهاي جرم اخير بايد تبيين شود. يكي از حقوقدانان دوازده مورد احصاء كرده كه «جنايت سازمانيافته» واجد تمام يا برخي از آن اوصاف است. اين اوصاف عبارتند از: 1- شركاي آنها به منظور انجام فعاليت جنايتكارانه گرد هم جمع شدهاند؛ 2- هدف نهائي آنها تحصيل سود به طرق غيرقانوني است؛ 3- آنها به اخاذي و خشونت به عنوان وسيله نيل به اهدافشان چه در درون گروه يا در تعقيب اهداف بيروني متوسل ميشوند؛ 4- افساد و رشوه به مقامات عمومي و سايرين جزء روش عملياتي آنهاست؛ 5- آنها منافع خود را با تقلب در پرداخت ماليات و رويههاي تجارت يغماگرانه و انحصارگرايانه افزايش ميدهند و از ارتشاء براي نفوذ و واژگوني فعاليتهاي تجاري مشروع استفاده ميكنند؛ 6- آنها به تطهير پول براي بازيافت و افزايش منافع متوسل ميگردند؛ 7- آنها اساساً در يك زمينه ملي عمل ميكنند حتي زماني كه شعب يا فعاليتهاي فراملي دارند؛ 8- حضور و فعاليتهاي گروه به طور منفي بر جامعه اثر ميگذارد؛ به اين صورت كه گروه با تهديد امنيت و نظم عمومي و ساير منافع اجتماعي و اقتصادي، عمليات خود را انجام ميدهد. 9- آنها غالباً، ولي نه هميشه، در يك ساختار سلسله مراتبي با يك رهبر واحد در راس، متمركز و سازمانيافته شدهاند؛ 10- اعضاي رده پايين متعهد به وفاداري به سازمان هستند كه اين امر با نظم خاصي شامل مرگ در صورت كوتاهي، سرپيچي يا بيوفايي، تضمين و تقويت ميشود؛ 11- عضويت بر اساس معيارهاي وفاداري، بيرحمي و مهارتهاي جنائي و در سازمان ائتلافي همراه با عضوگيري سري صورت ميگيرد؛ 12- رازداري و خفاء يكي از ويژگيهاي آنهاست BASSIOUNI, 1998: xxvii-xxviii)). تحصيل منافع مادي و مالي به شيوه هاي غيرقانوني، مهمترين ويژگي و نيز وجه اشتراك اين دو جرم ميباشد. وجود برخي شرايط در هر يك از اين دو جرم ضرورت دارد كه در ديگري ضروري نيست؛ ولي عملاً در بيشتر موارد در اين زمينه نيز اشتراك دارند. براي نمونه در جرايم سازمان يافته، وجود گروه جنايي و تداوم فعاليت مجرمانه آن ضرورت دارد. در جرايم يقه سفيدي چنين ضرورتي وجود ندارد يعني افراد منفرد نيز ممكن است به صورت غيرمنسجم مجرمين يقه سفيد تلقي شوند. با اين حال، در اغلب موارد جرايم يقه سفيدي نيز به صورت گروهي و منسجم ارتكاب مييابند. از سوي ديگر، در جرايم يقه سفيدها، داشتن موقعيت عمومي و دولتي از خصايص مهم آن است، ولي در جرايم سازمان يافته چنين قيدي وجود ندارد. با وجود اين، در بيشتر موارد مديران گروههاي جنايي افراد ذي نفوذ حكومتي هستند. از اين رو در اغلب موارد تفكيك اين دو جرم در عمل بسيار دشوار است؛ چون از يك جهت مرتكبين مجرم يقه سفيد تلقي و از سوي ديگر عضو گروه جنايي سازمان يافته به شمار ميروند. به همين دليل، در دهه گذشته برخي اظهار نظر كردهاند كه در آينده نزديك تفكيك بين جرايم سازمان يافته و جرايم يقه سفيد به جز به منظورهاي آكادميك و نظري، امكانپذير نخواهد بود (Hobbs 1994:459). تعداد زيادي از نويسندگان و صاحب نظران جرم يقه سفيد را يكي از اشكال و مصاديق جنايت سازمان يافته ميدانند (Wright,2006:63). برخي نيز جرم يقه سفيدي را فاقد وصف سازمان يافتگي دانسته و معتقدند جرم يقه سفيدي در محيطي غير از محيط بزهكاران حرفه اي اتفاق ميافتد (دانش، 1376: 321). نويسنده ديگري جنايت سازمان يافته را به چهار نوع تقسيم كرده است: «1- گانگستريم با شيوههاي خشن («راكت» يا اخذ به زور، گروگان گيري، سرقت مسلحانه...)؛ 2- بزه كاري با مكر و فريب (كلاهبرداري، شانتاژ، تقلب انفورماتيك...)؛ 3- بهرهبرداري از سوء تمايلات ديگري (فحشا، قمار)؛ 4- جنايت يقه سفيد يا تبهكاري در امور معاملات مواد مخدر» (گسن، 1374: 45). البته محدود كردن جرايم يقه سفيدي به يك نوع جنايت سازمان يافته صحيح نيست؛ چون جرم يقه سفيدي الزاماً به صورت سازمان يافته صورت نميگيرد؛ اگرچه در اغلب موارد سازمان يافته است. هرچند جرايم يقه سفيدي اگر حتي به صورت سازمان يافته ارتكاب نيابند، عملاً با همكاري و هماهنگي افراد متعدد صورت ميگيرند، ليكن ممكن است اين همكاري واجد تمامي خصوصيات سازمان يافتگي نباشد. بنابراين مي توان ادعا كرد كه بين اين دو نوع بزهكاري رابطه عموم و خصوص من وجه وجود دارد؛ يعني برخي جرايم سازمان يافته جرايم يقه سفيدي هستند، برخي جرايم سازمان يافته جرايم يقه سفيدي نيستند و برخي (بيشتر) جرايم يقه سفيدي جنايت سازمان يافته هستند و برخي (اندكي) جرايم يقه سفيدي، جرايم سازمان يافته نيستند. 6- بزه ديدگي در جرم يقه سفيدي برخلاف جرايم خشونت بار كه بزه ديده مستقيم و تقريباً منفرد و مشخص دارند، شايد در بيشتر جرايم يقه سفيدي شخص معيني بزه ديده نباشد. اما اين امر به هيچ عنوان به معني بدون بزه ديده بودن اين جرم نيست. برخي از مصاديق جرايم يقه سفيدي به ظاهر بزه ديدة مستقيم ندارند. براي نمونه در فساد مالي و ارتشا و تخصيص يارانه به ناروا، به ظاهر بزه ديده مستقيم وجود ندارد. البته ارتشا در مواردي كه در روند اجراي عدالت تأثير ميگذارد، بزه ديده مستقيم خواهد داشت. براي مثال اگر قاضي رشوه گرفته و عليه كسي به ناروا حكمي صادر كند، محكوم عليه بزه ديده جرم ارتشا تلقي ميشود. در ايران در موارد زيادي به خاطر عدم انجام وظيفه صحيح و سريع برخي مأمورين دولتي، رشوه به منظور احقاق حق يا تسريع در روند آن پرداخت مي شود؛ در چنين مواردي چون شخص براي رسيدن به حق مسلم خود ناچار به پرداخت وجه، مال يا امتيازي شده است، لذا خود اين شخص بزه ديده جرم است. در برخي جرايم بزه ديدگي بسيار جزئي و كم اهميت به نظر مي آيد؛ مثل اينكه كسي كالاهاي يارانه اي را در سطح كلان تحصيل و 20% بالاتر از قيمت مصوب توزيع كند. براي نمونه شير دويست توماني را به قيمتي معادل 240 تومان در سطح گسترده توزيع كند. در اين دسته از جرايم به خاطر تعدد بزه ديدگان و گستردگي جرم ارتكابي، اگرچه بزه ديدگي هريك از بزه ديدگان بسيار ناچيز و كم اهميت است، ولي حجم آن در مجموع بسيار گسترده است و به هر حال به نظام و سياست اقتصادي كشور نيز صدمه ميزند. برخي جرايم مانند جرايم گمركي ظاهراً بزه ديده مشخص ندارند؛ اما ورود يا خروج كالاها از مرز كشور بدون رعايت ضوابط قانوني حسب مورد ميتواند به توليد كننده داخلي، مصرف كننده داخلي يا بازرگان سالم صدمه بزند. در مورد برخي كالاها به منظور حمايت از توليد داخلي، واردات كالاهاي خارجي تابع محدوديتها و ضوابط خاص ميگردد؛ چنانچه با نقض اين محدوديتها يا عدم پرداخت عوارض گمركي كالايي وارد كشور شود، توليد كننده داخلي به خاطر عدم امكان رقابت، آسيب ميبيند. در مواردي به منظور حمايت از مصرف كننده داخلي، صادرات كالايي تابع ضوابط خاص ميشود در اينصورت نيز نقض ضوابط حاكم، موجب ورود صدمه به مصرف كنندگان داخلي خواهد شد. در نهايت چنانچه برخي بتوانند بدون رعايت ضوابط گمركي، به واردات يا صادرات كالاها اقدام كنند، رقباي سالم اقتصادي را كه با رعايت ضوابط به اين امر مبادرت ميورزند، با شكست رو به رو ميكنند. بزه ديدگي در برخي جرايم يقه سفيدي نامحسوستر است. براي مثال در مواردي كه اقدامات انجام گرفته در طول چندين دهه موجب فرسايش تدريجي جنگل ها و محيط زيست طبيعي ميشود، بزه ديده مستقيم وجود ندارد ولي در طول زمان كل جمعيت يك منطقه و بلكه كل جهانيان از چنين اقدامي متضرر ميشوند. بزه ديده چنين جرايمي نيز ممكن است نسل فعلي يا نسلهاي آتي يا هر دو باشند. بيشتر جرايم يقه سفيدي علاوه بر تأثيري كه بر افراد خاصي دارند، در زمينه اخلال در نظام اقتصادي ملي و حتي بينالمللي وجه اشتراك دارند. بنابراين خود جامعه، بزه ديده اصلي اين جرايم به شمار ميآيد و پيشگيري و مبارزه با اين جرايم از حيث صيانت جامعه و تك تك افراد آن ضرورتي اجتنابناپذير است. بنابراين ملاحظات، افراد جامعه از يك سو بايد تشويق به همكاري جهت مقابله با جرايم يقه سفيدي شوند و از سوي ديگر، تضمينات كافي داشته باشند كه در قبال همكاري با مقامات پليسي، قضايي و اداري ذي صلاح از حمايت كافي برخوردار خواهند بود. در مورد جرايمي مانند چك بلامحل، كلاهبرداري، جرايم كامپيوتري و اخاذي كه بزه ديده مشخصي دارند، در بيشتر قوانين جبران خسارت بزه ديده، از جمله با استرداد اموال به وي، پيش بيني شده است (Green,2004,b:20). در قوانين ايران نيز در بيشتر موارد رد مال به صاحب آن پيش بيني شده است. براي نمونه در ماده 1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري رد مال موضوع كلاهبرداري و در ماده 2 اين قانون رد مالي كه بدون مشروعيت قانوني تحصيل شده، پيش بيني شده است. از نظر جبران خسارات مادي به بزه ديده، رد مال، تمهيدي مثبت ولي ناكافي است؛ چون در موارد زيادي ممكن است به مجرم دسترسي حاصل نشود. «در واقع شكايت قانوني بزه ديده از مجرم، كه اغلب اوقات نيز مؤثر است، آنهم در صورت امكان دست يابي به وي، براي جبران خسارت كافي نيست. بدين جهت است كه قانونگذاران، در كشورهاي مختلف، به اتخاذ تدابير گوناگون – مؤثرتر- روي آوردهاند كه ميتوان به بيمه اجباري رانندگان اتومبيل اشاره كرد. بعدها، برخي از كشورها (انگلستان، زلاند نو، برخي از ايالات آمريكا، كانادا) با ايجاد يك بخش ويژه مددكاري و امكان طرح دعوي زيان ديده از جرم عليه دولت يا يك نهاد دولتي، امكان جبران خسارت واقعي از مجني عليه را فراهم ساختهاند.» (آنسل، 1375: 129) در ماده 313 قانون مجازات اسلامي، در شرايط خاصي در خصوص ديه جنايت عمد و شبه عمد، پرداخت آن از بيتالمال پيش بيني شده است. اما با توجه به ماهيت جرايم يقه سفيدي كه غيرخشن هستند و پرداخت ديه در آن معمولاً موضوعيت پيدا نمي كند، چنين تمهيدي انديشيده نشده است. در برخي كشورها علاوه بر حمايت اقتصادي و مالي، با توجه به جرم ارتكابي و شخصيت بزه ديده، حمايتهاي پزشكي، رواني و اجتماعي از بزه ديدگان توسط بخشهاي عمومي و خصوصي به عمل ميآيد. (لپز و فيليزولا، 1379 :125-133) در ماده 591 قانون مجازات اسلامي مقرر گرديده است «هرگاه ثابت شود كه راشي براي حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه يا مالي بوده تعقيب كيفري ندارد و وجه يا مالي كه داده به او مسترد ميگردد.» و تبصره ماده 592 اشعار ميدارد: «در صورتي كه رشوه دهنده براي پرداخت رشوه مضطر بوده و يا پرداخت آنرا گزارش دهد يا گزارش نمايد از مجازات حبس مزبور معاف خواهد بود و مال به وي مسترد ميگردد.» گزارش كردن پرداخت رشوه به عنوان عاملي كه مرتكب را از مجازات حبس معاف ميكند، نوعي عامل تشويق شهروندان به همكاري در مقابله با ارتشا است. نظر به اينكه بزهكاران يقه سفيد در اغلب موارد افراد ذي نفوذ هستند، لذا شايسته است بزه ديدگان و شهودي كه با مأمورين اجراي قانون همكاري ميكنند، به نحو شايسته تري مورد حمايت قانوني قرار گيرند. 7- جرمانگاري و مجازات اصل قانوني بودن جرايم و مجازاتها اقتضا دارد كه براي امكان تعقيب كيفري هر عملي، ابتدائاً آن عمل جرم انگاري شده باشد يعني به طور مشخص در قوانين مصوب عمل مجرمانه و اركان متشكله آن تعريف و مجازات آن مشخص شده باشد. در نظام حقوقي ايران – همچون بسياري ديگر از كشورها- بيشتر مصاديق جرايم يقه سفيدي جرم انگاري شده است. قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري، قانون نحوه اعمال تعزيرات حكومتي راجع به قاچاق كالا و ارز، قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادي كشور، قانون مجازات اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانوني، قانون حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها و مراتع، قانون مواد خوردني و آشاميدني و آرايشي و بهداشتي، قانون تعزيرات حكومتي امور بهداشتي و بهداشتي درماني، قانون ممنوعيت اخذ پورسانت در معاملات خارجي، قانون مجازات اسلامي و... هركدام يك يا چند مورد از مصاديق جرايم يقه سفيدي را جرمانگاري كردهاند. با اين وجود نوعي تشتت و پراكندگي در قوانين به چشم ميخورد و در برخي موارد مجازات بعضي جرايم با توجه به آثار و عواقب آن و در مقايسه با موارد مشابه متناسب به نظر نميرسد. بكاريا بيش از دو قرن پيش به ضرورت تناسب ميان جرايم و مجازاتها تأكيد كرده است: «مصلحت عموم در اين است كه جرم نه تنها ارتكاب نيابد، بلكه هرقدر زيان بيشتر به جامعه وارد آورد، به ندرت اتفاق افتد. بنا براين، موانعي كه مردمان را از ارتكاب جرم باز ميدارد بايد به همان اندازه كه اين جرايم مغاير با منفعت عموم است و شديدتر به آن آسيب ميرساند قوي باشد. از اين رو، بايد ميان جرايم و مجازاتها تناسبي برقرار باشد» (بكاريا، 1380: 92). برخي از مصاديق نيز به طور كلي جرمانگاري نشدهاند. هرچند در مواردي اقدامات اوليه جهت تنظيم طرح يا لايحه صورت گرفته ولي نتيجه نهايي كه تصويب و اجراي قانون باشد، جامه عمل نپوشيده است. براي نمونه، ميتوان لايحه جرايم رايانهاي را مثال زد كه هنوز به تصويب نهايي نرسيدهاست. چنانچه قوانين همگون و جامعي به تصويب رسد و اراده كافي بر انجام آنها وجود داشته باشد، قطعاٌ موجب كاهش جرم مي شود. ارتكاب جرايم يقه سفيدي، خصوصاً در مواردي كه شخصي دو يا چند مورد از مصاديق اين جرم را مرتكب شده باشد (تعدد مادي جرم)، در قوانين و رويه قضايي برخي كشورها از عوامل مشدده كيفر تلقي شده است (Green, 2004,b:19). به خاطر آثار زيان بار گسترده كه از ارتكاب جرايم يقه سفيدي به جامعه تحميل ميشود، قوانين و رويه قضايي برخي كشورها در سالهاي اخير با شدت عمل بيشتر با اين جرايم برخورد ميكنند و طبع غيرخشن اين جرايم و ظاهر موجه نماي مرتكبان، مانع از اعمال مجازات نشده است. براي نمونه در جولاي 2005، در ايالات متحده كسي به اتهام ارتكاب جرايم يقه سفيدي به تحمل 25 سال حبس محكوم شد. اين نخستين بار در نظام قضايي آمريكا بود كه شخصي بدون سابقه كيفري و بي آنكه به جرم خشونت بار يا قاچاق مواد مخدر مبادرت ورزيده باشد، به چنين مجازات سنگيني محكوم گرديد (Henning,2005:1). در سالهاي اخيردر مواردي، تعقيب مجرمين يقه سفيد بعد فراملي يافته است. در سال 2005 با اجراي قوانين جزايي يك كشور (كانادا) در محاكم قضايي كشوري ديگر (ايالات متحده) سنت شكني شده است. به صورتي كه اشخاصي به خاطر فرار از قوانين گمركي و مالياتي كانادا در ايالات متحده آمريكا محاكمه و به تحمل مجازات محكوم شدند (Podgor, 2005:6 ). 8- نتيجهگيري با توجه به ظاهر موجه و موقعيت اجتماعي و شغلي مرتكبين و همچنين طبع غيرخشن مجرمين يقه سفيد، شناسايي و تعقيب آنان با مشكلات بيشتر رو به رو ميشود. سازمان يافته و تشكيلاتي بودن ارتكاب اين جرايم نيز قدرت بيشتر به مرتكبان آن داده و مبارزه با آن را مشكلتر ميكند. با عنايت به اينكه مرتكبان اين جرايم از ناآگاهي مردم و مسؤولين با حسن نيت، نهايت استفاده را ميبرند و هرگونه ابهام در قوانين و جهل مردم و مسؤولين اجراي قانون، عامل رونق و آگاهي و شفافيت سبب شكست فعاليت مجرمين يقه سفيد است، از اين رو، مهمترين وسيله پيشگيري و مبارزه با اين جرايم، اطلاعرساني و معرفي ويژگي مجرمين يقه سفيد و آثار اعمال مجرمانه آنها بر جامعه است. از طريق اطلاعرساني، كليه شهروندان بايد آگاه شوند كه ارتكاب جرايم يقه سفيدي بر زندگي روزمره آنان اثرات زيان بار مستقيم دارد. بنابراين، شهروندان بايد هم از طريق رسانه هاي عمومي و هم وضع قوانين متناسب خود را ذي نفع در مبارزه با مجرمين يقه سفيد بدانند و تشويق به همكاري شوند. نحوه عمل اين مجرمين و چگونگي اثرگذاري اين اعمال مجرمانه بايد به اطلاع عموم برسد و روش همكاري مردم با مامورين آموزش داده شود. قوانين ايران در مبارزه با جرايم يقه سفيدي از تشتت و ابهام زياد رنج مي برند. در حالي كه در مواردي حتي مجازات اعدام براي اخلال كنندگان در نظام اقتصادي كشور پيش بيني شده است، در مواردي مثل پولشويي كه پس از بيش از پنج سال بعد از تنظيم لايحه اوليه آن، به تصويب رسيد، به خاطر عدم تناسب ضمانت اجرايي پيش بيني شده، اثر چنداني نخواهد داشت؛ چون صرفاً جزاي نقدي معادل يك چهارم مال موضوع پولشويي براي مرتكبين اين عمل مجرمانه پيش بيني شده است. با مقايسه اين مجازات با مجازاتهاي شديدتر مقرر براي جرايم سنتي عليه اموال از قبيل سرقت، كلاهبرداري، خيانت در امانت، تخريب و... اين تشتت و بي نظمي در سياست كيفري روشنتر ميشود. مبارزه با مجرمين يقه سفيد صرفاً از طريق سياست سركوبگرانه كافي نيست؛ بلكه همچنين ضرورت دارد از بزه ديدگان جرايم يقه سفيدي حمايت كافي از جهات مختلف به عمل آيد تا علاوه بر جبران خسارات وارده، در قبال انتقام جويي احتمالي مجرمين يقه سفيد در امان باشند. نظام پليسي و قضايي بايد به گونهاي تقويت شود كه مردم از سلامت و كفايت آن اطمينان داشته باشند و بدون دغدغه خاطر به آن متوسل شوند. بنابراين، وضع قوانين متناسب و شفاف و آموزش نيروي كار متخصص، اعم از قضايي، پليسي و اداري كارآمد و نهايتاً تشويق عموم مردم به همكاري در مبارزه با اين جرايم از طريق اطلاعرساني و آموزش عمومي براي مقابله با مجرمين يقه سفيد اهميت اساسي دارد. منابع و مآخذ الف- فارسي 1-1- كتابها 1. آنسل، مارك، (1375)، دفاع اجتماعي، ترجمه محمد آشوري و علي حسين نجفي ابرند آبادي، انتشارات دانشگاه تهران، تهران چاپ سوم؛ 2. بكاريا، سزار، (1380)، رساله جرايم و مجازاتها، ترجمه محمد علي اردبيلي، نشر ميزان، تهران، چاپ چهارم؛ 3. دانش، تاج زمان، (1376)، مجرم كيست؟ جرمشناسي چيست؟ انتشارات كيهان، تهران، چاپ هفتم؛ 4. سليمي، صادق، (1382)، جنايات سازمان يافته فراملي، انتشارات تهران صدا، تهران، چاپ اول؛ 5. گسن، رمون، (1384)، جرم شناسي نظري، ترجمه مهدي كي نيا، انتشارات مجد، تهران؛ 6. لپز، ژرار و ژينا فيليزولا، (1379)، بزه ديده و بزه ديده شناسي، ترجمه روح الدين كرد عليوند و احمد محمدي، انتشارات مجد، تهران، چاپ اول. 1-2- مقالات 1. موسوي مجاب، سيد دريد، 1383، بزهكاران يقه سفيد، فصلنامه مدرس علوم انساني، دوره 8، شماره 3، ص.61-74 ؛ 2. روزنامه ايران، شماره 2475، سه شنبه 6 خرداد 1382. ب- خارجي 2.1. Books 1. Bassiouni, M. Cherif and Eduardo Vetere, (1988), Orgaanized Crime; Acompilation of U.N. Documents 1975-1998, Transnational Publishers, Inc. Ardsley, New York; 2. Croal, Hazel., (2001) "Understanding White Collar Crime". Philadelphia: Open University Press; 3. Hobbs, D. (1994) "Professional and Organized Crime in Britain", in M. Magurie, R. Morgan and R. Reiner. Oxford Handbook of Criminology, Oxford University Press. 4. Sutherland, Edvin, (1983) White Collar Crime: The Uncut Version. New Haven: Yale University Press. 5. Wright, Alan. (2006) "Organised Crime",UK: Willan Publishing. 2.2. Articles 1. Freiberg, Arie, "Sentencing White-Collar Criminals" paper presented at the Fraud Prevention and Control Conference Convened by the Australian Institute of Criminology in association with the Commonwealth Attorney-General's Department and held in Sufers Paradise, 24-25 august 2000; 2. Goldsmith, Michael, "Resurrecting Rico: Removing Immunity for White-Collar Crime" . Harvard Journal on Legislation, Vol. 41, 2004; 3. Green, Stuart P., "Moral Ambiguity in White Collar Criminal Law". Notre Dame Journal of Law, Ethics and Public Policy, Vol. 18, 2004; 4. Green, Stuart P., "The Concept of White Collar Crime in Law and Legal Theory" Buffalo Criminal Law Review, Vol. 8, No. 1 2004; 5. Green, Stuart P., "Uncovering the Cover-Up Crimes". American Criminal Law Review, Vol. 42, 2005; 6. Henning, Peter J., "White Collar Crime Sentences After Booker: Was the Sentencing of Bernie Ebbers Too Harsh?" . McGeorge Law Review, Vol. 37, 2006; 7. Hirschauer, Norbert, Musshoff, Oliver and Scheerer, Sebastian, "An Interdisciplinary Approach to White-Collar Crime in the Food Sector" (August 2006). IAAE (International Association of Agricultural Economists) Conference, Brisbane Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=900502 8. McBarnet, Doreen J., "After Enron: Will 'Whiter Than White Collar Crime' Still Wash?"British Journal of Criminology, Forthcoming Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=917838 9. Podgor, Ellen S., "A New Dimension to the Prosecution of White Collar Crime: Enforcing Extraterritorial Social Harms" . McGeorge Law Review, Vol. 37, No. 1, Fall 2005; 10. U.S. Department of Justice, Federal Bureau of Investigation, White Collar Crime: A Report to the Public (1989). WHITE-COLLAR CRIMINALS AND CRIMINAL JUSTICE OF IRAN Sadegh Salimi* Assistant professor of Azad University, Central Tehran Branch Abstract: White-collar criminals are those who abusing their official occupations commit profitable, nonviolent crimes. The most important manifestations of white collar crimes are: fraud, corruption (including bribery), employment offences, consumer offences, drug and food offences, environmental crimes, cyber crimes, and customs offences. Some manifestations of white collar crime have direct victims some do not have; nevertheless, all of them victimize community. Therefore, all members of community should be persuaded to cooperate in combating the crime and be duly protected by proper laws. In Iran most forms of white collar crime have been criminalized, nonetheless, in comparison to each other regarding their consequences for community, their punishments are not proportionate. Keywords: White collar crime- Organized crime- Economic crime- Nonviolent crime. * Fax: 44۳۳۹۸۲۵ Email: sadegsalimi@yahoo.com
.: Weblog Themes By Pichak :.


